رضا قليخان هدايت
مقدمه 43
مجمع الفصحاء ( فارسي )
[ تقديم ] هو اللّه تعالى شأنه در فرخجسته عهد شاهنشه معظم * فرمانپذير يزدان فرمانگزار عالم سلطان عرش خرگاه خاقان چرخ درگاه * داراى افسر كى دادار كشور جم منشور عدل و احسان منشار ظلم و عدوان * كورا مطيع فرمان تازى و ترك و ديلم چون خاتم النبيين از انبياى پيشين * از خسروان مؤخر بر خسروان مقدم چونان كه از ليالى در قدر ليلة القدر * چونان كه از اسامى در عظم اسم اعظم باشد هزار بارش بيشى ز شهرياران * چون از حروف ابجد در رتبه غين معجم صاحبقران ثانى از خسروان قاجار * گيتىنورد اول از دودمان آدم طى كرد زير گام يكران آسمان سير * هرجا كه تافت خورشيد زين سبزفام طارم ايوان حضرتش را بال فرشته مسند * رايات نصرتش را گيسوى حور پرچم فرخ سرير او راست ذات العماد پايه * فرخنده قصر او راست ذات البروج سلم اقبال و فتح [ و ] نصرت با بخت اوست همره * انصاف و عدل و رحمت با طبع اوست همدم در سايهء جلالش خلق خدا مرفه * در ظل بىزوالش كار جهان منظم مصروف كرده همت در كار دين و دولت * دولت به دو مباهى ملت ازو مكرم هستند در پناهش پيوسته دولت و ملك * آن با دوام همسر اين با خلود توأم جوهرفشان حسامش لوح حروف فتحست * در چشم خصم هرچند مرگى بود مجسم از پيش تيغ او كس بيرون نمىبرد جان * مانا كه بوده آن را معدن قضاى مبرم گر كينهتوز گردد با موجخيز دريا * از التهاب قهرش در يم نماندى نم